خرید بک لینک

اقا توضیح که من صد بار دادم ( یه جوری میگم انگار کسی مجبورم کرده اینو بنویسم) نه اخه نکه من خیلی دختر خوبیم ، دیگه گفتم خالی نباشه ، به بعضیا بر میخوره

برچسب: نویسنده: آریا پورعلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 17:50

پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی دادشعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین:با خودم می گفتم زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریستزندگی فاصله آمدن و رفتن ماسترود دنیا جاریستزندگی ، آبتنی کردن در این رود است ... سهراب (عکس انتخاب کردنم خوب نیس اینو دوسش دارم فقط )

برچسب: نویسنده: آریا پورعلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 17:50

چقد زود بزرگ شدی جان دلم

بزرگ تر ک شدی، مردترین شو

خوب؟ :)

برچسب: نویسنده: آریا پورعلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 17:50

دیروز رفتیم (ب قول نگار) ب دیدن یارروحانی جانمان تشریف اوردن (ورزشگاه تختی) البته ک منو غزال واسه تفریحش رفتیم کلیییی شلوغ بود http://www.khabaronline.ir/detail/666657/multimedia/picture بعد جالبه کمتر کسیم ب خاطر خود روحانی اومده بود بنده خدا حرف میزد ، ملت شعار میدادن و جیغ جیغ میکردن ی صحنه ر

برچسب: نویسنده: آریا پورعلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 17:50

ماه رمضونه ...

دوسش دارم

ولی کاش تو امتحانامون نبود

باید برنامه رو کلن عوض کنیم، شب خون شیم

ایام ب کام

التماس دعا

+

تلگرافی میحرفم :دی

برچسب: نویسنده: آریا پورعلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 17:50

من را به گناهی که " نگاه تو " درآن بودبردند سر دار و .....تو انگار نه انگار !اوج غم اين قصه در اين شعر همين جاست:من بی تو پریشان و تو انگار نه انگاردل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ستروی دلم آوار و....توانگار نه انگاردور از تو شده سنگ صبور من دل تنگ...یک گوشه ی دیوار و....توانگار نه انگارجان می کنم

برچسب: نویسنده: آریا پورعلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 17:50

من از اخر ب خاطر لباس میرم ی دوس پسرم واسه خودم پیدا میکنم :/عاشششق لباسای پسرونم عشق میکنم با ساعت و حلقه بابام عشق میکنم با پلاک گردن پسر داییم عشق میکنم استینای تا ارنج مردا رو میبینم (حتی رامبد جوان !) اما بابام ک تحت اختیار مامانمه :دی داداشمم ک ... کافیه بش بگی اون دکمه بالارو باز بزار، تا خر

برچسب: نویسنده: آریا پورعلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 17:50

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزنابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو راه من با اینکه طولانیست حرفش را نزن دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن عهد بستی با نگاه خست

برچسب: نویسنده: آریا پورعلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 17:50

قالب خوشرنگ و دوستداشتنیه خودم ... اهنگ روهم عوض کردم خوشگله و دارای حال خوش ! نخ سوزن قسمت گیتار اخرش نظرتون راجع ب جفتش؟؟

برچسب: نویسنده: آریا پورعلی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 17:50

صفحه بندی